وبلاگ نویسی شاید یک علاقه، یک راه برای زندگی و.. باشد شاید جز مهمی از زندگی.
بعضی از آن برای ابراز عشق، علم ، موسیقی و برخی مثل من از آن برای ارضای حسی مانند نوشتن استفاده می کنند .
اما با نوشتن روزنوشت ها قصد دارم به نوشتن ها اضافه کنم شاید یک دفترچه خاطرات متفاوت .
و طبق قولی که به عادل داده بودم باید نوشتن در موضوعات متفاوتی مثل خوزستان، ایران و ... را در مسیر بگذارم.
مثل خاطره1: یکی از بچه ها مثل اینکه قاطی مرغ ها شده .
م خ 2: امروز فهمیدم امتحانتم یک هفته جلو افتاده باید خودم را واسه قبول شدن کچل کنم .
م خ3: امروز با یکی از دوستان که پارسال در برهه حساسی برایم یار بود بعد من از شهرشان سفر کردم چت کردم واقعا دلم برای آن روزهای خیلی خیلی سخت تنگ شده .
م خ 4: گاهی آدم از چیزهایی شدیدا ناراحت می شود و به اشتباهاتی از روی لج بازی دامن می زند به قولی بچه بازی در می آورد . فکر کنم دیگه باید بزرگ باشم .
بابت درسها ناراحت ام آخه چنذسال درس نخواندن و کنار گذاشتن آنها شدیدا باعث آزار من شده اند به طوری که خلا سالهای از دست رفته را احساس می کنم.
اما یاد گرفته ام اعتماد بنفس شدیدی که دارم حفظ کنم ، اعتماد بنفسی که همیشه به من قدرت داده بود و من یا در قدرت یا نزدیک به آن بوده ام پس این چند روزی که باقی مانده باز هم اعتماد بنفس
پی نوشت: م.خ مخفف مثل خاطره خواهد بود.