آرامش در روزهای پر دغدغه
روزهایی که می گذرد روزهای مهمی در تاریخ ایران ماست نگاه همه جهان تا چند روز دیگر به انتخابات ایران جلب می شود و همه ما که فعالیت در عرصه های سرنوشت ساز را حق خود و یکی از راه های تاثیر بر روی آینده خویش می دانیم چنین روزهایی پر مشغله و پردغدغه ترین روزهای سال مان خواهد بود. من با همه تمایل شخصی که به آقای کروبی دارم و احساسم مرا به سوی ایشان می کشاند اما عقل و منطقم و باورم به ایشان مرا مجاب می کند که او را در اولویت بدانم و برایش تلاش کنم.
من شاید این روزهایی که گذشت باید تلاش بیشتری برای راهم و باورم می کردم اما التزام به همه آنچه که پیش از این گزیده ام مرا از گزیدن زودتر از موعد باز می داشت اما امروز دیگر وقت اش رسیده اما من دیگر خسته ام آن عادل ۴ سال پیش نیستم انگیزه ام خیلی کمتر شده شاید بهتر است بگویم شاید ترجیح می دهم گوشه ای بنشینم کتابی بخوانم و نگاه کنم، نگاه به افقی دورتر از همین چند روزه و گاه خسته از همه تعهد ها و پیش تر گزیده ها.
این روزها بیشتر یک بعد از ظهر بی دغدغه را به هزار خواب صبح ترجیح می دهم. یک جلد کتاب بیشتر خوانده را به انتشار دو - سه نشریه بیشتر.
نشریه ها را شاید این روزها خیلی دلچسب نمی بینم اطرافم را مملو از وزوزکانی می بینم که از ولع به جان این سینی افتاده اند می بینم و باز ترجیح می دهم آرام بمانم.
شایداین سکوت در ذات من نیست و لب به گلایه باز کردن کارم نباشد اما آرام بودن را ترجیح می دهم اما درنگ و سکوت جایز نیست، احمدی نژاد باید برود دیگری باید بیاید ، بهایش را ما باید بدهیم،همین.