کارونف فاجعه زیست محیطی و دردهای ناتمام خوزستان
باور کنید از نوشتن درباره دردهای این استان هم من هم سایر مطبوعاتی های استان خسته شده ایم روزی نیس که ننویسیم و نگوییم اما همچنان مشکلات این استان یکی ژس از دیگری نمایان است و شاید رمقی برای هیچ کداممان نمانده باشد دیروز یک سری وبلاگ ها و وب سایت ها به فاجعه زیست محیطی در کارون پرداخته بودند که شاید یکی از حرف های ما باشند
محمود رحمانی در فیلم مادرم بلوط به این فاجعه های زیست محیطی که برای کارون رخ می دهد ژرداخته اما در شرح دردهای خوزستان شاید این ها تنها گوشه هایی از آن را بیان کنند
به این لینک قدیمی از روزنامه مرگ تدريجي كارون يك فاجعه زيست محيطي است یک نگاهی بیاندازید سال ۸۲ به این درد نگاهی کوتاه داشت اما همچنان ادامه دارد
کارون را دیگر به خاطره بسپار مطلبی است که به فاجعه های زیست محیطی ایران پرداخته در این مطلب آورده است: آب کارون را با هزینههای هنگفت به استانهای یزد و اصفهان انتقال دادند و امروز که تنها قطرهای را که از کارون باقی مانده است، به عنوان نفسهای آخر میخواهند به قم ببرند و از کارون یک سراب و توهم برای مردمش باقی بگذارند
کارون؛ رودخانه دیروز ، فاضلاب امروز هم مطلبی است که عصر ایران درباره کارون نوشته
کارون رو به نابودی است هم گزارشی است که مهر درباره کارون به قلم علی نواصر و عکس های عبدالوهاب کروشاوی منتشر کرده
روزهای تلخ در انتظار کارون هم گزارش تصویری است موسسه فرهنگی زیست محیطی اتحاد کارون منشر کرده
فاضلاب بيش از 20 کارخانه صنعتي بزرگ به کارون مي ريزد در باره وضعیت ورود فاضلاب ها به روزخانه کارون است
حالا اگر بخواهم به همه لینک ها در باره کارون ادامه بدهم شاید مدتها هم زمان ببرد و هم در حوصله وبلاگ نگنجد اما همه این ها را داشته باشید تا ببینید رودخانه ای که در کتاب های در سی در آن را تنها رودخانه قابل گشتیرانی ایران می دانشتند و تا همین چند دهه پیش هم کوسه داشته است به چه روزی افتاده است و برای ما همزیستان کارون چه مانده جز حسرتی ناپایان.
کارون اشارتی است به خوزستان، مردمانش و همه آن چیزهایی که به سادگی از دست می دهند.