بگذارید مقداری از حال و هوای این روزهای شهر اهواز و گمانه زنی های این روزها دور شویم،  از این روزها چه نگاهی خواهیم داشت، درباره عملکرد این شورا چه خواهیم گفت؟

برای رسیدن به این نوع نگاه باید  روایت را از نوع تحلیلی به تاریخی مبدل کنیم و ببینیم در آینده چه خواهیم گفت.

آذرماه 85 هنوز چندی از دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد ، که فرازش برخاسته    از سیستم شوراهای شهر بود،  نگذشته بود که کشور با انتخاباتی دیگر مواجه شد انتخابات سومین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا .

دومین دوره انتخابات شورا ها اصلاح طلبان درحالی به اصولگرایان واگذار کردند که گواه بسیاری از ناظران یکی از آرمانی ترین انتخابات ها پس از انقلاب اسلامی شکل گرفته بود.

اما دوره دوم شوراها زمینه ساز مشارکت گسترده ای در انتخابات شوراها شد و در اهواز این مشارکت منجر به شورایی شد که  همه اقشار و گروه های سیاسی و اجتماعی  نماینده ای در ترکیب آن داشتند.

این شورا با که هدفش را تثبیت جایگاه شورا و تحول در شهرداری اهواز اعلام می کرد عملا با مشکلاتی گریبانگیر شد که شاید حتی فکر اعضای شورا به آن هم نمیرسید البته نباید این را از نظر دور داشت که مجموعه دوایت نیز با شورا سر سازگاری نداشت و بسیار زود اولین  مصوبه این شورا که شهرداری اصلاح طلب را برای شهر اهواز به ارمغان می اورد را رد کرد و ائتلاف شکننده شورا راه دیگری را پیش رو دید و تفاوت های عمده میان اعضای شورا از هم پاشید و گروه های کوچکتر جایگزین این ائتلاف شکننده شد ، البته شورا در بزنگاههای حساس آرایی یکسان را برمیگزید و این نکته را یاد  آور می شدند که در تصمیمات اصلی هیچ اختلافی درکار نیست.

رویکرد شورای سوم شهر اهواز در برگزاری علنی جلسات و تبدیل اعضای شورای شهر اهواز به عنوان رسانه ای ترین چهره های استان موقعیت ویژه ای را به این شورا ارزانی داشت که همین فرصت در استیضاح مهندس نجفی و تایید مهندس شمسایی به نقطه ضعف شورا مبدل شد . چرا که پس از روی کارآمدن مهندس شمسایی که در روز معارفه اش هدفش را تغییر انقلاب گونه در وضع شهر اهواز اعلام کرده بود شورا در سایه این شهردار که عده ای وی را امپراطور می نامیدند، قرار گرفت و روزهای بد شورا شروع شد روزهایی که طرح 50  سئوال از شهردار جز به یکی ـ دو نشریه کم تیراژ و چند وبلاگ  راه به جایی نبرد. حالا شورا تنها بود و بدون پشتوانه افکارعمومی، باید فشار ها و رایزنی هایی که منجر به موفقیت شورا شوند را بدون سرمایه ای اجتماعی به نام مطبوعات به گرده می کشید. با استیضاح دوم شهردار که برخلاف درخواست استاندار شکل گرفت بار دیگر نشان داد که ثبات مدیریتی شهردار خواب است که به این زودی ها در شهر اهواز محقق نخواهد شد.

کنار گذاشتن مهندس شمسایی زلزله ای بود که پس لرزه های آن گریبان شورای شهر اهواز را گرفت و آخرین سه شنبه ماه رمضان خبر صلب عضویت و بازداشت  5 نفر از  اعضای شورای شهر به طور غیررسمی منتشر شد و چند روز بعد پس تعطیلی عید فطر خبر تایید شد و تمام بار بر دوش چهار عضو شورا و سرپرست جوان شهرداری افتاد -  که انگارسرنوشتش با سرپرستی شهرداری اهواز در روزهای سخت گره خورده و علی رغم عملکردی ستودنی در بسیاری از زمینه های کاری شهرداری، آرا شورا اما ره به سوی دیگری دارد ... -  چند ماه بعد وقتی آرای اعضای شورا رسما اعلام شد و سه نفر اعضای علی البدل  ره به صندلی های سرخ شورا یافتند اما باز هم بخت یار شورای سوم شهر اهواز نبود و تعلیق یک عضو به رای دادستان  و بازداشت عضوی دیگر شورا را در بن بستی قرار داد که تشکیل هر جلسه از شورا حضور تمام اعضای باقیمانده را طلب می کرد.

این بار شورا باز هم باید شهردار انتخاب می کرد بحثی که همیشه نقطه اختلاف اعضای شورا بوده و وساطت بزرگان هم نتوانست زمینه را برای انتخاب شهردار اهواز  فراهم کند و یکی از اعضای شورا اما به گونه ای دیگر می اندشید و اعتقاد داشت که انتخاب سایر اعضای شورا برخلاف مصالح شهر و شهرداری اهواز است هرچند که عدم حضورش در جلسات شورا از سوی عده ای ستوده می شد اما معتقدان به شورا آن را برخلاف ماهیت شوراها می دانستند ...

اما حالا شورا باید فصل آخر عملکرد خود را نمایش بگذارد چرا که پس از این اخرین انتخاب شهردار دیگر فرصتی برای استیضاح نخواهند داشت . باید منتظر ماند  که آیا شورا خواهد توانست با بررسی هایی که بر روی گزینه های شهرداری  انجام داده - که البته وعده داده شده بود که این بررسی ها  به صورت علنی صورت گیرد و عملی نشد -  عملکرد چهارساله خود را جبران کرده و شهر اهواز را با پیشرفتی چشمگیر مواجه کند؟ هرچند باید صبر داشت و تصمیم اعضای شورا را محترم شمرد و لی باید دید این فصل آخر عملکرد شورا چه قضاوتی را رقم خواهد زد و در نگارش بعدی تاریخچه شورای سوم این فصل آخر باز با عنوان یک فرصت سوزی دیگر یاد خواهد شد و یا  سرنوشت دیگری در انتظار آن است؟