اعصاب نداریم-3
ساعت 6.25 صبح اومدی سرکار از ساعت 7 که رییس اومده با کارمندها درحال جر و بحثند که چرا فلان روز فلان کار دیر انجام شده .
چند تا از همکارها هم با هم نشستند دارند به زبان شیوای مادری شان گوشت را می برند و ترتیبش را می دهند.
یکی از همکاران محترم هم مخاطب خاصش تو هستی و تمام توهمات و خزعبلات ذهنی اش را به خورد تو می دهند.
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 9:1 توسط عادل طیبی
|