تا به حال با این صحنه موجه شده اید ؟
وارد وبلاگی می شوید یکی از پستهای کتاب داستان و صدای نوار آن را آپلود کرده است کیفور می شوی بال در می آوری کودک می شوی منگی کودکی به سراغت می آید
یاد ظهر های گرم می افتی که به جرم زندگی در اهواز و چیز مبهمی به نام جنگ رفتن به کوچه و بازی کردن ممنوع است پای ضبط یک کاسته می نشینی -همان رادیو ضبطی که بعد از تلویزیون بیشترین وقت را به خودش اختصاص می دهد - و تو گربه های اشرافی ات را هزاران بار گوش داده ای و از بعضی موزیک هایش احساس خوف می کنی خوف کودکی ...
حالا شیرینی روزهای کودکی بی آنکه بخواهم برگشته براساس اتفاق، اتفاق شیرین
ممنون از وبلاگSMM به خاطر این حس خوب
+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر ۱۳۸۷ ساعت 9:41 توسط عادل طیبی
|