يادداشت يك سردبير
اولين مطلب از نيما نديم است. چندماهي است كه حتي با هم تلفني صحبت نكرده ايم اما مطلبش را تلطيف مي كنم ] ! ! ! [ مطلب صادق پيوسته را هم.
مي دانم فردا كه اين نشريه منتشر مي شود عده اي مي گويند يك طرفه به قاضي نشسته ايم وعده اي مي گويند… بعضي ها ما را محافظه كار مي خوانند بعضي ها تندرو اما اگر راستش را بخواهيد قصد ندارم بر طبل يك سمت و سوي خاص بكوبم بلكه مي خواهم دموكراسي را كه بايد در جامعه وجود داشته باشد در مجموعه ي كوچكتري به نام نشريه ايجاد كنم، يعني اگر يك نيرويي در منتهي اليه چپ در استان صحبت مي كند تا جايي كه قانون اجازه مي دهد منعكس كنم و از جريان مقابل نيز به همين صورت انعكاس دهيم.
يعني در زمينه اطلاع رساني ما يك رسانه ايم و منعكس كننده جامعه، اما اگر جايي احساس كنيم بايد خودمان حرف بزنيم و نقد كنيم كاملاً مشخص است، نقد مي نويسيم و چاپ مي كنيم.
2) هنوز حرفهاي رضا حسني (مدير اجرايي) در گوشم زمزمه مي كند روابط عمومي فلان اداره گفته 8 تا خبر فرستاديم فقط يكي اش را كار كرديد حالا طلبكار هم هستيد و آگهي مي خواهيد؟ مي بينيد اين برخوردي است كه از سوي بسياري از ادارات با نشريات استان مي شود! يا خبرهاي ما را بدون درنظر گرفتن ارزشهاي خبري چاپ مي كنيد يا محكوم به از دست دادن يكي از منابع مالي تان هستيد به همين سادگي .
3) گفتم منابع مالي يادم آمد از مسئولين استان تشكر و قدرداني ويژه اي داشته باشم! نشريه نداي بهبهان ماههاست كه راه اندازي شده و هر هفته مثل آب خوردن نشريه را چاپ مي كنيم و اينقدر تسهيلات بانكي با بهره و يا بدون بهره و كمك هاي مالي دريافت كرده ايم كه نمي دانيم چطور از عهده بازپرداخت آن برآئيم. آقا ديگر بس است! ما ديگه ميلياردر شده ايم!!!
4) نشريه آواي خوزستان در شماره گذشته خودش با مطالبي […] كه حتي خواندن آنرا به مخاطبان گرامي توصيه نمي كنيم، ادبيات روزنامه نگاري- حرفه اي را زير سئوال برد و با ديدگاهي ماكيا و ليستي به تخريب سردبير يكي از نشريات استان پرداخت. شايد سردبيرمذكور در نشريه اش بيشترين انتقادات و گاهاً توهين ها را به نداي بهبهان وارد كرده بود اما تحريريه ي ما هيچگاه (بجز يك مورد كه در صفحه ادبي در آخرين لحظات چاب متوجه آن شدم و امكان تعويض آن مطلب نبود و فقط آنرا سانسور كردم) حاضر نشد با ادبياتي مشابه آواي خوزستان با آن برخورد كند.
هرچند اشكال را از گردانندگان آواي خوزستان نمي دانم بلكه معتقدم تا زماني كه دادن مجوز به خط و ربط سياسي كار داشته باشد و توجهي به سوابق مطبوعاتي نكند حضور غير مطبوعاتي ها در جامعه مطبوعات تسريع شده و چنين پديده هايي كه ناشي از آن زخم هستند، سرباز مي كنند. راستي مجموعه ي ارشاد تا چه زماني مي خواهند نشريات بي كيفيت را تنها به دليل حفظ كميت حفظ كنند.
براستي اگر اين توهين ها بجاي اينكه به يك سردبير قلابي باشد به يك مسئول وارد مي شود آيا باز هم دستگاه قضايي سكوت مي كرد؟ آيا انتشار فحش و نوشته هاي صرفاً مبتذل آن هم در تيراژ چند هزارتايي كم از تشويش افكار عمومي و خدشه دار كردن ارزشها! دارد؟ دكتر عكاس، خبرنگار سردبير ببخشيد مدير مسئول محترم آواي خوزستان را ارجاع مي دهم به مطلبي كه بر عليه يكي از مطالب نداي بهبهان چاپ كرده بوديد، يادتان آمد! بله نداي بهبهان متهم به زير سئوال بردن ارزش ها كرديد پس تناقض تا كجا.
دوستان محترم هفته نامه توليد اين ها همه بازخورد مطالب هايي است كه شما چاپ كرديد به خاطر داريد؟!
آقايان! لطفاً از تخريب مطبوعات دست برداريد و يا از اين جامعه خارج شويد؟
توضيح: قصد نداشتم به مطالب (گاهاً توهين هايي) كه ظرف اين چند ماه در نشريات مختلف از جمله توليد، آواي خوزستان، نخل، اهواز و جديداً حديث به نداي بهبهان شده است پاسخ بدهم اما سكوت تا جايي جايز است و از اين پس به احترام تمام مخاطبان دوباره سكوت خواهم كرد.
5) اين هفته جشنواره ايران زمين با تمام خوبي ها و بدي هايش به پايان رسيد به چند دليل ما نسبت به جشنواره سكوت مي كنيم و اميدواريم كه اين اعتراض مدني ما كار خودش را بكند.
اول) ايران زمين هرسال با ميليونها تومان هزينه برگزار مي شود و يك هفته چند هزار نفر را به سالن هاي تئاتر مي كشاند و آنها را كيفور مي كند اين حركت پسنديده فرهنگي اما متاسفانه ارشاد اسلامي استان با وجود اينكه متولي بحث مطبوعات در استان هستند مطبوعاتي كه چند ده هزار نفر را در هر هفته به پاي دكه ها مي كشاند يك دهم تلاشي را كه براي ايران زمين كرد را براي حمايت از نشريات نمي كند (ارجاع سرمقاله شماره هشتم هفته نامه) حتي بايد بگويم هفته نامه ما از بدو تاسيس تاكنون حتي يك ريال كمك مالي و حتي تسهيلات بانكي دريافت نكرده با وجود آنكه بيش از ده نفر اشتغالزايي كرده ايم بايد با كلي منت به مانند هر درخواست كننده ي ديگر تسهيلات، بدنبال وام هايي با بهره هاي بسيار بالا باشيم و متاسفانه بدليل رفتارهاي نادرستي كه با مطبوعات شده است، امنيت سرمايه گذاري نيز به يغما رفته و هيچ سرمايه گذاري حاضر به فعاليت در اين بخش نيست.
دوم) به گفته مسئولين ارشاد نشريه ما فاقد مجوز هنري است حتي در فرهنگ ، هنر وجود ندارد.
6) تا هفته ي بعد
1) چند ساعتي است كه وارد 16 آذر شده ايم، ساعت از دو نيمه شب گذشته و من ميان كاغذهايي كه از دفتر به خانه آوردم غرق شده ام. مطالبي را كه براي روز دانشجو جمع آوري كرده ايم را بايد بخوانم تا شايد سوءتفاهمي بوجود نيايد.
اولين مطلب از نيما نديم است. چندماهي است كه حتي با هم تلفني صحبت نكرده ايم اما مطلبش را تلطيف مي كنم ] ! ! ! [ مطلب صادق پيوسته را هم.
مي دانم فردا كه اين نشريه منتشر مي شود عده اي مي گويند يك طرفه به قاضي نشسته ايم وعده اي مي گويند… بعضي ها ما را محافظه كار مي خوانند بعضي ها تندرو اما اگر راستش را بخواهيد قصد ندارم بر طبل يك سمت و سوي خاص بكوبم بلكه مي خواهم دموكراسي را كه بايد در جامعه وجود داشته باشد در مجموعه ي كوچكتري به نام نشريه ايجاد كنم، يعني اگر يك نيرويي در منتهي اليه چپ در استان صحبت مي كند تا جايي كه قانون اجازه مي دهد منعكس كنم و از جريان مقابل نيز به همين صورت انعكاس دهيم.
يعني در زمينه اطلاع رساني ما يك رسانه ايم و منعكس كننده جامعه، اما اگر جايي احساس كنيم بايد خودمان حرف بزنيم و نقد كنيم كاملاً مشخص است، نقد مي نويسيم و چاپ مي كنيم.
2) هنوز حرفهاي رضا حسني (مدير اجرايي) در گوشم زمزمه مي كند روابط عمومي فلان اداره گفته 8 تا خبر فرستاديم فقط يكي اش را كار كرديد حالا طلبكار هم هستيد و آگهي مي خواهيد؟ مي بينيد اين برخوردي است كه از سوي بسياري از ادارات با نشريات استان مي شود! يا خبرهاي ما را بدون درنظر گرفتن ارزشهاي خبري چاپ مي كنيد يا محكوم به از دست دادن يكي از منابع مالي تان هستيد به همين سادگي .
3) گفتم منابع مالي يادم آمد از مسئولين استان تشكر و قدرداني ويژه اي داشته باشم! نشريه نداي بهبهان ماههاست كه راه اندازي شده و هر هفته مثل آب خوردن نشريه را چاپ مي كنيم و اينقدر تسهيلات بانكي با بهره و يا بدون بهره و كمك هاي مالي دريافت كرده ايم كه نمي دانيم چطور از عهده بازپرداخت آن برآئيم. آقا ديگر بس است! ما ديگه ميلياردر شده ايم!!!
4) نشريه آواي خوزستان در شماره گذشته خودش با مطالبي […] كه حتي خواندن آنرا به مخاطبان گرامي توصيه نمي كنيم، ادبيات روزنامه نگاري- حرفه اي را زير سئوال برد و با ديدگاهي ماكيا و ليستي به تخريب سردبير يكي از نشريات استان پرداخت. شايد سردبيرمذكور در نشريه اش بيشترين انتقادات و گاهاً توهين ها را به نداي بهبهان وارد كرده بود اما تحريريه ي ما هيچگاه (بجز يك مورد كه در صفحه ادبي در آخرين لحظات چاب متوجه آن شدم و امكان تعويض آن مطلب نبود و فقط آنرا سانسور كردم) حاضر نشد با ادبياتي مشابه آواي خوزستان با آن برخورد كند.
هرچند اشكال را از گردانندگان آواي خوزستان نمي دانم بلكه معتقدم تا زماني كه دادن مجوز به خط و ربط سياسي كار داشته باشد و توجهي به سوابق مطبوعاتي نكند حضور غير مطبوعاتي ها در جامعه مطبوعات تسريع شده و چنين پديده هايي كه ناشي از آن زخم هستند، سرباز مي كنند. راستي مجموعه ي ارشاد تا چه زماني مي خواهند نشريات بي كيفيت را تنها به دليل حفظ كميت حفظ كنند.
براستي اگر اين توهين ها بجاي اينكه به يك سردبير قلابي باشد به يك مسئول وارد مي شود آيا باز هم دستگاه قضايي سكوت مي كرد؟ آيا انتشار فحش و نوشته هاي صرفاً مبتذل آن هم در تيراژ چند هزارتايي كم از تشويش افكار عمومي و خدشه دار كردن ارزشها! دارد؟ دكتر عكاس، خبرنگار سردبير ببخشيد مدير مسئول محترم آواي خوزستان را ارجاع مي دهم به مطلبي كه بر عليه يكي از مطالب نداي بهبهان چاپ كرده بوديد، يادتان آمد! بله نداي بهبهان متهم به زير سئوال بردن ارزش ها كرديد پس تناقض تا كجا.
دوستان محترم هفته نامه توليد اين ها همه بازخورد مطالب هايي است كه شما چاپ كرديد به خاطر داريد؟!
آقايان! لطفاً از تخريب مطبوعات دست برداريد و يا از اين جامعه خارج شويد؟
توضيح: قصد نداشتم به مطالب (گاهاً توهين هايي) كه ظرف اين چند ماه در نشريات مختلف از جمله توليد، آواي خوزستان، نخل، اهواز و جديداً حديث به نداي بهبهان شده است پاسخ بدهم اما سكوت تا جايي جايز است و از اين پس به احترام تمام مخاطبان دوباره سكوت خواهم كرد.
5) اين هفته جشنواره ايران زمين با تمام خوبي ها و بدي هايش به پايان رسيد به چند دليل ما نسبت به جشنواره سكوت مي كنيم و اميدواريم كه اين اعتراض مدني ما كار خودش را بكند.
اول) ايران زمين هرسال با ميليونها تومان هزينه برگزار مي شود و يك هفته چند هزار نفر را به سالن هاي تئاتر مي كشاند و آنها را كيفور مي كند اين حركت پسنديده فرهنگي اما متاسفانه ارشاد اسلامي استان با وجود اينكه متولي بحث مطبوعات در استان هستند مطبوعاتي كه چند ده هزار نفر را در هر هفته به پاي دكه ها مي كشاند يك دهم تلاشي را كه براي ايران زمين كرد را براي حمايت از نشريات نمي كند (ارجاع سرمقاله شماره هشتم هفته نامه) حتي بايد بگويم هفته نامه ما از بدو تاسيس تاكنون حتي يك ريال كمك مالي و حتي تسهيلات بانكي دريافت نكرده با وجود آنكه بيش از ده نفر اشتغالزايي كرده ايم بايد با كلي منت به مانند هر درخواست كننده ي ديگر تسهيلات، بدنبال وام هايي با بهره هاي بسيار بالا باشيم و متاسفانه بدليل رفتارهاي نادرستي كه با مطبوعات شده است، امنيت سرمايه گذاري نيز به يغما رفته و هيچ سرمايه گذاري حاضر به فعاليت در اين بخش نيست.
دوم) به گفته مسئولين ارشاد نشريه ما فاقد مجوز هنري است حتي در فرهنگ ، هنر وجود ندارد.
6) تا هفته ي بعد