شمسایی معجزه نیست ،یک فرصت است. عادل طیبی
شاید شما هم به مانند خیلی از مخاطبان مطبوعات خوزستان این
روزها تعریف ها و موضوع های متفاوتیاز حضور مهندس شمسایی در شهرداری اهواز شنیده
باشید و من هم به مانند بسیاری از هم کاراهم در مطبوعات ،از انتخاب او به وجد آمدم
،اما قهرمان پروری ها باز هم برای من تاسفی به بار آورده که برای تسلی این تاسف
عزم این یادداشت کردم.
شاید استعاره و طنزی را که پنج شنبه هام (ضمیمه هفتگی
روزنامه کارون )به کار برده بود را دید،شمسایی را به مانندیک قهرمان هزاره ی سومی نشان
داده بود و گزاره های مختلفی از این قهرمان پروری را کارتونیست و در آخر گفته بود
که او شمسایی است نه سوپر من!
شهردار اهواز که با تجربه ی مدیریتی موفق و دلچسبی که درسازمان آب و برق به مردم خوزستان نشان داده
بود طمع ما اهوازی ها را به نو سازی شهرمان صد چندان کرد و حتی او را معجزه دانستیم
د رحالی که قافلیم که قهرمانهای واقعی اهواز مردم اش هستند و شمسایی یک فرصت برای
تحکیم اراده ی این مردم .
قهرمان پروری در جوامع محروم بیش از هر جامعه ایی دیده
میشود که جامعه ی ما هنوز به شهر «مطلوب»خود نرسیده است و خود را محروم از سرمایه
ایی میداند که 70در صد سرمایه ی کشورش را تامین میکند . شمسایی در جلسه ی معارفه
اش از انقلاب در اهواز سخن گفت و در یک جمله تحلیلی را که من مدتها قصد نوشتنش را
داشتم و بارها نیز به کنایه از آن نوشته بودم بیان کرد و درد این شهر را سیاست
زدگی نخبگانش حتی در مسایل شهری و عمرانی دانسته براستی شناخت شمسایی ستودنی
است،اما آیا این شناخت را مردم از او دارند و یا بهتر است این را بگویم آمدن او یک
فرصت برای شهری است که مدتها بدنبال مدیری توانمند برای این شهر بود و شورای سوم
عصاره ی این خواستن بود. اگر به شعار اکثر اعضای شورای سوم در انتخاباتنیم نگاهی
بکنیم،خواهیمدید مه تحول در شهرداری و شهر شعار اصلی همه ی این اعضا بوده و هست و
شاید سخت گیری آنها به شهرداران پیشین رابتوان به سادگی در این دو شعارخلاصه کرد و
حالا شورا گزینه ای را انتخاب کرد که میتوان گفت تمام توان این شورا در آن خلاصه
شد.
اما آنچه این روزها در شهر اهواز رخ میدهد قهرمان سازی از
شهر دار اهواز است که مطمئنم وی از این مسئله ،رنجور است . چرا که نباید از وی
انتظار معجزه داشت.اهواز بیش از آن که نیاز به تلاشها و اصطلاحات ماورایی باشد
نیازمند تلاشهای فراخی در عرصه ی سازندگی و آنهم از نوع زمینی اش است . آنچه که شهردار تکنوکرات اهواز امروز بیش از پیش نیازمند آن است باز
شناسی خواست مردم است و جز با مشارکت ایشان میسر نخواهد بود.
برخی از جامعه شناسان معتقد ند هرگاه در جامعه ای جزئی
تغییر میکند به مانند تغییرات در درون یک ماده،تا رسیدن به نظم جدید تحولات پی در
پی رخ خواهد داد و اینجا نقطه ای است که شهردار جدید اهواز باید توجه ویژه ای به
آن کند .و آن به وجود آوردن فضای دیالوگ و تعامل با مردم اهواز است.بازخوانی تجربه
ی مدیریتی مهندس شمسایی نشان داده که وی در عین عمل گرایی و موفقیتش در به وجود
آوردن تحول در سیستم و خدمت رسانی به مردم در ایجاد این دیالوگ موفق نبوده است و
اکنون که در نهادی اجرایی-اجتماعی قرار گرفته است نیازمند توجه بسیار به این مهم
است.حال باید به انتظار نشست تا ماشین مدیریتی شمسایی حرکت خود را آغازکند و مردم
اهواز از حضور وی در شهرشان کیفور شوند .