قریب به یک پنجم از عمر شورای شهر اهواز گذشت و هیچ تحولی در شهرداری و شهر اهواز روی نداد تحولاتی که لغ لغه زبان اعضای شورای سوم اهواز در روزهای انتخابات آذر ماه ۸۵ بود.

شورای شهر اهواز با تغییرات سیال و بی محابا اعضایش در فراسیون های مختلف این سئوال را در اذهان تداعی می کند که علت این همه چرخش جیست؟ و سرانجام این همه جار و جنجالبه کجا خواهد انجامید؟ اگر نیم نگاهی به همین ته مانده مطبوعات استان و تحلیل هایشان بیاندازید متوجه خواهید شد که هیچ تحلیلی درباره چرایی وجود ندارد و اصلا منافع نشریات اجازه نمی دهد که انتقاداتی هر چند مشفقانه به شورای شهر و شهرداری اهوازمطرح شود.

یکصد وپنجاه سال پیش یکی از اعضای مجلس نمایندگاتن در انقلاب فرانسه گفت: آنی که آزادی را جز برای آزادی بخواهدبرای بندگی ساخته شده است. به گمانم که اگر ایشان این روزها در جمع ما حضور داشت این جمله را این گونه بازنویسی می کرد که هرکس در شورای شهر حضور یابد و منافعی جز منافع شهر و شهروندانش را در نظر گیرد، برایانحصار طلبی و مقابله با سیستم های مردمی ساخته  شده است.

اهوازی ها در ایران به مردمانی خونگرم و شاد شهره اند و به دلیل تکثر قومی در سطح این شهر، مردمانش همزیستی مسالمت آمیز را بسیار خوب آموخته اند - البته اگر فرصت طلبان اقوام بگذارند و به اختلاف بی پایه ای که در زندگی روزمره ما جایی ندارد دامن نزنندـ اما  شورای شهر که باید آیینه تمام نمای شهر باشد در عین حضور متکثر عقاید اما راهی جز راهی که ولی نعمتانشان در پیش گرفته اند را سرلوحه خود قرار داده اند. راهی که نایب رییس شورا ترجیح می دهد در پس پرده بررسی شود و طرح آن ها را در صحن علنی شورای شهر نادرست می داند . براستی توافقی که در پس پرده برای انتخاب شهردار یا ثصویب مصوبه ای صورت می گیرد، چیست؟ مردم در چه زمینه ای نامحرمند که باید نظارت شان را صلب کرد؟ و ...

شورای اهواز در بن بستی درگیر است که جز با تغییر اساسی در رویه  خود راهبهجایی نخواهد برد.

  

      پست بعدی در باره سرپرست شهرداری و تفویض اختیار به معون مالی و اداری خواهد بود