بی بی سی فارسی را شاید همه ما دیده و یا حداقل درباره آن خوانده ایم برنامه آپارات این هفته فیلمی از احمد محمود نشان داد که شاید برای ما خوزستانی ها که بیشتر از سایر ایرانی ها به او و آثارش دلبستگی و نزدیکی داریم غنیمتی بود اما آنچه در این فیلم به وضوح مشهود بود بومی زدایی از محمود بود شاید بگویید خب چه اشکالی دارد محمود به عنوان یک نویسنده بزرگ ایرانی از وی یاد شود اما جواب من بی درنگ آن خواهد بود که آثار محمود مردم نگاری و تذکره ادبیات جنوب است و او یک نویسنده بزرگ خوزستانی است که می درخشد. شاید انتخاب مصاحبه شونده هایی که جنوب را درک نکرده اند بزرگترین عیب این فیلم بود اگر بجای آن ها از نویسنده های جنوبی - خوزستانی سراغی می گرفتند می فهمیدند که عظمت او و آثارش و نزدیکی آن ها به زندگی به سبک خوزستانی چقدر شکوهمند است.
محمود قسمت بزرگی از هویت شهر، استان و منطقه ماست آن را از ما نگیرید.
پ.ن: از آنجایی که ما خودمان را آخرت دموکراسی می دانیم به دلیل اظهار نظر دوستانی که معتعقدند بی بی سی تنها پخش کننده این فیلم بوده و باید از سازنده فیلم انتقاد کنید، عنوان را تصحیح کردم اما یک نکته ای که هدف و مراد من از این مطلب بود به این نکته توجه داشت که بسیاری تمام تلاششان بر " یک بعدی سازی " فرهنگ ایران هستند و بومی شدن بسیاری از چیز ها از جمله ادبیات و هنر را نمی پسندند.
به هر حال صفحه صفحه کتابهای محمود بوی کوچه های اهواز و خوزستان و جنوب را دارد به احترامش او را بیشتر بشناسیم.
+
نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 16:17 توسط عادل طیبی
|
سایت SAGE سایتی است که ژورنال های علمی را به صورت آن لاین و با متنم کامل ارایه می دهد در حال حاضر این صایت این امکانات را رایگان می دهد پیشنهاد می کنم از این فرصت استفاده کنید.
+
نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 8:25 توسط عادل طیبی
او حوصله مردن را داشت و می دانم که به قول خودش «احساس می کنم که پس از مرگ/عاقبت/یک روز/ دیوانه می شوم» حالا می دانم که او دیوانه شده است. ولی یک سال گذشت از روزی که برای خاک سپاری اش می خواستیم پوستری چاپ کنیم به دبیر سرویس عکس مهر که عکس معروفی از او را داشت زنگ زدم و بعد از صحبت با مدیرانش آن را رایگان در اختیار ما گذاشت و آن پوستر سیاه غمگین را طراحی و چاپ کردم و حالا من که اهل شعرم و نه سر از آن در می آورم در حسرت یک خوزستانی دیگر که رفت مانده ام و این سئوال بی پاسخ که چرا خوزستان با وجود همه آن ها که دارد و ندارد در عرصه فرهنگ و هنر مغموم مانده است. و قیصر امین پور یک سال پس از رفتنش انگار دوباره ما را دعوت می کند که او را به شعری یاد کنیم و
وقتی تو نیستی
نه هست های ما
چونان که بایدند
نه باید ها..
هر روز بی تو روز مباداست
همین روزها بزرگداشت او در اهواز و اندیمشک و تهران برگزار می شود فکر می کنم جلسه اهواز ساعت 10درتالار شورای شهر برگزار شود مطمئن شدم خواهم نوشت
- کتاب آینه های ناگهان از قیصر امین پور هر چند که غلط املایی زیاد دارد اما خواندنش می ارزد
شازده کوچولو (به فرانسوی: Le Petit Prince)، داستانی نوشتهٔ آنتوان دو سن اگزوپری، نویسندهٔ فرانسوی است.
این داستان از معروفترین داستانهای کودکان و سومین داستان پرفروش قرن بیستم در جهان است. در این داستان اگزوپری به زیباترین نحو به بیان فلسفه خود از دوست داشتن و عشق و هستی میپردازد. این اثر به ۱۵۰ زبان مختلف ترجمه شدهاست و ترجمههای متعددی به زبان فارسی دارد که در این میان ترجمههای احمد شاملو و محمد قاضی معروفترند
همسایه ها اثر احمد محمود نویسنده خوزستانی از مدتی پیش با انتشار در سایت روز انلاین توسط گرداننده قبلی وبلاگ پیگیری شد و امروز با به پایان رسیدن انتشار نسخه پویا ی آن نسخه پی دی اف اولیه آن آماده شده است که با تطبیق با کتاب اصلی و شماره گذاری کامل صفحات نسخه اصلی آن تقدیم خواهد شد.
«احمد محمود» متولد چهارم دي ماه سال 1310 در اهواز بود. در جواني بهقول خودش گرفتار امر سياست شد و بعد زندان و زندان و تبعيد، تا سال 1336 که دوران زندان و تبعيد او تمام شد. او با همۀ اشتياقي که داشت، نشد و نتوانست که به تحصيل ادامه دهد. پس بهناچار در مشاغلي مختلف به تلاش معاش پرداخت که همين، فرصتي براي آشنايي نزديک و رو در روي او با جامعه و مردم عادي کوچه و خيابان شد. آنچه که بعدها در زمان خلق رمان «همسايهها»، ـ رماني که افراد مختلفي از قشرهاي متفاوت اجتماع در آن نقش دارند ـ اثر خود را گذاشت و از آن اثري مردمي و ارزنده ساخت. از «احمد محمود» همچنين رمانهاي «داستان يک شهر»، که در واقع بهنوعي دنبالۀ رمان «همسايهها» و حکايت دوران تبعيد او بههمراه گروهي ديگر، در شهرهاي بندري جنوب ايران است؛ و همينطور رمان «زمين سوخته»، که تجربه و گزارش او از روز و سالهاي شروع جنگ ايران و عراق در خوزستان و شهر اهواز است؛ و بالاخره رمانهاي سه جلدي «مدار صفر درجه»، و «درخت انجير معابد»، بهجا مانده. جدا از اين رمانها، چند مجموعه از داستانهاي کوتاه او چاپ و منتشر شده که ميشود از جمله: «پسرک بومي»، «غريبهها»، «زائري زير باران» و «از مسافر تا تبخال» را نام برد.
«احمد محمود» يکي از چهرههاي برجسته و معتبر «ادبيات جنوب» بود که تا پايان عمر، بيادعا و در کمال فروتني کار کرد، و از جمله کساني است که نام و جايگاه او در ادبيات معاصر ايران مشخص و بيچون و چراست.
او روز جمعه، دوازدهم مهر ماه سال 1381، بهدنبال يک دورۀ بيماري سخت ريوي، در بيمارستان مهراد، در تهران درگذشت.
كتابها:
از مسافر تا تب خال ، داستان يك شهر، درخت انجير معابد، ديدار،زائري زير باران ، زمين سوخته، غريبه ها و پسرك بومي، مدار صفر درجه
+
نوشته شده در شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 17:11 توسط عادل طیبی
|