|
نوشته های یک خوزستانی
|

پ.ن: این ۱۲ ثانیه ها یک پنجم دقیقه از وقت روزانه تان را می گیرد.
پ.ن1: امروز هم گذشت . سرکار بودیم.
پ.ن2:تحقیق ها هم شده اند دردسر عظمی، علمی نوشتن برای من که عادت به نوشته های روزنامه نگاری دارم در حد آپولو هوا کردن است.
این روزها که هوا همچون روزهای ما غبار و به قول روزنامه اعتماد خس و خاک آلود است من سخت دلم گرفته است از همه امیدهای از دست رفته و همه فرصت هایی که در دوره هشت ساله ریاست جمهوری آقای خاتمی از دست رفت و نهادهای قدرتمند امروز - که علیه جمهوریت نظام و اسلامیت آن که دینی رحمانی و با دیدگاههای روشنی چون امام را نوید می داد نه دیدگاه تند احمدی نژاد و معلمانش - در آن دوره سیستم امروزی شان شکل گرفت. و امروز می بینیم که کلیه نهادهای مرتبط با جریان قدرت کاملا متشکل و با تصلب و تحکم برخورد می کنند ریشه های آن ها و امتیازاتی که امروز به آن ها داده می شود از سال های دولت آقای خاتمی سرچشمه می گیرد. و امروز اصلاح طلبان بدون هرگونه ساماندهی بر لبه این تیغ قرار گرفته اند برای هر فعالیتی و لو کوچک باید بترسند که مبادا غیر قانونی باشند.
پ.ن: چند وقته دست و دلم به نوشتن نمی ره از تعطیلی تهران به خاطر هوا و انواع و اقسام آماری که برای احترام به هممیهنانم در تهران داده می شود لجم را درآورد آخر تا کی ما فقط یک شهرستانی بمانیم.و سال ها خاک بخوریم و انواع آلرژی بگیریم و کسی لب از لب نگشاید. این هم از بی عرضگی استاندار نشات می گیرد که مردم نقطه فراموش شده ذهن او هستند.
پ.ن2:از همه بازداشت های سیاسی واقعا ناراحتم توقع ما از این نظام این بود که آنقدر آغوشش گشوده باشد ه همه را با هر عقیده ای در بر بگیرد. برای ایران نگرانم و ناراحت.