|
نوشته های یک خوزستانی
|
بقیه حرف ها بماند تا بعد. سال نو مبارک و یه دنیا خوشی پیش روتون
در خانه را که باز می کنم مردی کودکی را صدا می کند و می گوید:« پول هایی را که از دخل برداشتی پس بده وگرنه می برمت پاسگاه» کودک جیب هایش را نشان می دهد و هرچه قسم می خورد که چیزی برنداشته، فایده ای ندارد. مرد خشمش و باورش که کودک از مغازه اش دزدی کرده برهمه ی حرف های کودک می چربد و یقه کودک را می گیرد و کودک با گریه و ترسی که هر لحظه همراهش است همراه خود می برد تا به آن ها برسم ماشین روشن شده و حرکت می کند.
هنوز مانده ام که کدام را باور کنم، صداقت کودکی، خشم مرد و یا... راستی اگر این اتفاق برای فرزند، برادر یاعزیزان ما رخ می داد چه می کردیم؟ سرنوشت کودکی که بی گناه در یک اتفاق عجیب معمولی گیر اقتاده چه می شود؟ مرد مغازه دار که کودکی را متهم می کند تگر راست بگوید پس از این چگونه می اندیشد؟ سئوال مهمتر اینکه جامعه ما به کجا میرود؟
جامعه شناسان و بزرگان علوم اجتماعی بارها گفته و نوشته اند که جامعه ما ره به کدامین سو می برند اما ما در خوزستان مان بارها مجرمانی را دیده ایم که بدون توانایی انجام کاری و بدون آموزش که سرچشمه در سرخودگی های دوران تحصیل شان دارد مواجه شده ایم و این درد را سال هاست همراه جامعه استانمان یدک می کشیم و گاه در ناباوری مطلق آن را تکذیب می کنیم و گاه آن چنان به ان دامن می زنیم که انگار کس یا کسانی قصد برنامه ریزی و ایجاد آن را دارند هر دو سو به مانند سوراخ کردن کف کشتی به نوعی در حال ضربه زدن به جامعه خوزستانند. رسالت یک روشنفکر ایجاب می کند که چنین درد هایی را به نمایش بگذارد و برای آن ها راهکار بدهد. شاید حداقل های چنین مواردی انجام پژوهش هایی جدی، همه جانبه و گسترده است که به صورتی راهبردی به این مسئله بپردازد.
چندی پیش یکی از اساتید علوم اجتماعی که در استان زحمت های بسیاری کشیده در کلاسش خطاب به دانشجویانش که باید سوژه تحقیقشان را انتخاب می کردند، گفت: هر آسیب اجتماعی را می خواهید انتخاب کنید در استان از همه آسیب هایی که فکر می کنید، وجود دارد و می توانید روی آن ها تحقیق کنید.
شاید باید این را پیش از همه پرسید که همه آسیب های اجتماعی که ما فکرش را می کنیم چه زمانی باید به انتها برسد و آیا عزمی برای یافتن راهکار حل آن ها وجود دارد؟چه کسانی باید درد های این جامعه را در یابند و آن ها را در سرلوحه کارهای خودشان قرار دهند؟ اولویت های کاری در این استان را چه کسانی تعیین می کنند؟
چندی پیش در یکی از جلسات شورای شهر اهواز که مدتی است در آن اشتغال دارم بحث بودجه سال آینده اهواز مطرح شد من در آن جلسه تنها مستمع بودم به نظرم تنها چیزی که در برنامه بودجه سال آینده اهواز دیده نشده بود اولویت هایی بود که مردم به آن نیاز داشتند. تنها عده ای از کارشناسان شهرداری بر اساس برنامه ها و فعالیت هایی که از زیر مجموعه های شهرداری اعلام شده بود در بودجه قرار داده بودند. نمی خواهم بگویم که روششان غلط است اما نظر مردم که اصلی ترین منابع درآمدی شهرداری بر گرده آنهاست در کجا لحاظ شده و رفع کدام یک از کلکسیون آسیب های اجتماعی در آن بودجه جای گرفته است. شهرداری تنها یک نمونه از کلیت ادارات استان است که هرساله راه خود را در پیش می گیرند و در نهایت با همه تلاشی که می کنند، بی هیچ گشایش خاصی در امور استان ره می پیمایند و در نهایت آن چه این روزها در هر گوشه و کنار این استان به چشم می خورد کاهش روزافزون سرمایه اجاماعی در کنش های روزمره است .
کنش هایی که در نهایت کلیت جامعه خوزستان را به ناکجاآبادی می برد که باید نگران بود و راهبردی جدی اندیشید وگرنه بحران در راه است وامثال کودکانی که من امروز دیده ام فردای این جامعه را می سازند و...
|
روزنامه ی نورخوزستان: با حضور نيروي انتظامي درگيري پس از سه ساعت خاتمه يافت درگيري طايفه اي در شهرستان انديمشك موجب كشته و مجروح شدن 74 نفر از طرفين درگيري و شهيد و مجروح شدن 10 مامور نيروي انتظامي شد. اين درگيري با دخالت نيروي انتظامي پس از سه ساعت به پايان رسيد. سردار دارايي فرمانده نيروي انتظامي خوزستان با تاييد اين خبر افزود: درگيري طايفه اي ساعت 12 روز چهارشنبه 21 اسفند ماه در محله كوي شهدا واقع در انديمشك بر سر مسائل جزيي رخ داد و با توجه به درگيري هاي دو سال پيش بين طايفه ها، مجددا درگيري گسترده اي رخ داد و موجب هجوم گسترده طرفين به سوي يكديگر شد. وي اضافه كرد: در اين درگيري سه هزار نفر از طايفه هاي طرفين شركت داشتند كه با حضور نيروي انتظامي از دقايق اوليه درگيري در محل، بالاخره پس از گذشت سه ساعت درگيري خاتمه يافت و وضع به حالت عادي بازگشت. دارايي افزود: در اين درگيري طايفه اي 6 نفر از طرفين كشته و 68 نفر زخمي شدند. منازعين با چوب ، چماق ، سنگ و اسلحه گرم به يكديگر حمله ور شدند كه بر اثر اين درگيري يك نفر از ماموران نيروي انتظامي به شهادت رسيد و نه نفر ديگر زخمي شدند. فرمانده نيروي انتظامي خوزستان در ادامه گفت: در اين درگيري 113 نفر دستگير شده اند و افرادي نيز شناسايي شده و به زودي دستگير مي شوند؛ به علاوه قاتلين نيز شناسايي شده اند. وي در پايان از به هلاكت رسيدن قاتلين مامور نيروي انتظامي، شهيد آبروشن در درگيري با مامورين و شناسايي قاتلين يكي از پرسنل نيروي انتظامي در شادگان خبر داد. رشته احمدي معاون دادستان اهواز و مسئول روابط عمومي دادگستري استان خوزستان نيز با تاييد اين خبر گفت: حادثه اي كه در انديمشك اتفاق افتاد يك درگيري طايفه اي بوده كه دستور دستگيري تعداد زيادي از شركت كنندگان در اين نزاع دسته جمعي داده شده است. همچنين در اين زمينه تحقيقات جامعي صورت گرفته و روند تحقيقات رو به جلو است و با دستور دادستان تعدادي از شركت كنندگان در درگيري بازداشت شده اند و براي مابقي متهمان نيز دستور دستگيري صادر شده است. شاید زمان آن رسیده سئوال کنیم کی این درگیری ها به پایان می رسد؟ راستی مسایل قومی ان قدر ارزش دارند که انسان -انسانی که قومیت ها تنها بخشی از هویت اویندـ هستی برای آن زیر سئوال رود؟ |
این مطلب را نمی خواستم در وبلاگ بگذارم اما برای اینکه حال بعضی ها رو بگیرم می گذارم.

عادل طیبی : او را يك كارگردان خوش فكر و جوان مي دانم كه تمام لحظات فيلم هايش را هوشمندانه انتخاب مي كند. چندي است سرگرم ساخت فيلمي درباره موسیقی بختیاری با نگاهی به آثار بهمن علاالدین است و مشقت هایش را از نزديك نظاره مي كنم، همه استرس ها، مطالعه ها و تلاش هايش ... او امروز از يك كودك ايذه اي به يك فيلم سازمطرح ايراني مبدل شده است، انكار او امروز محال است.
دو هفته طول كشيد تا محمود رحماني را براي گفت و گويي كه نمي خواستم مفصل باشد اما شد ، يافتم. او فيلمي را به پايان رسانده كه باز هم روايت گر انسان هايي است كه در همين نزديكي ما مي زيند اما ديده نمي شوند و اين "دغدغه ي انسان" داشتن اش را نمايان مي كند، دغدغه اي كه آنرا مي پذيرد و ان را حاصل زندگي در شهري مي داند كه مردمانش براي زنده ماندن به سختي روزگار سپري مي كنند.
خواستم مصاحبه اش را تنظيم كنم اما دلم نيامد مصاحبه اي را كه بايد براي چاپ در سال نامه خلاصه كنم را به تيغ اختصار بسپارم پس تصميم گرفتم حاصل آن گفت و گوي دو ساعته مان را به اين صورت بنويسم:« گزارش يك شخصيت؛ محمود رحماني»
نکته: قصد نداشتم قالب وبلاگ را به این زودی ها عوض کنم اما مجبور شدم این قالب موقت را بگذارم تا قالب اصلی آماده شود.
ویژه نامه ندا بالاخره تمام شد الان من و محسن کار جلد را هم تمام کردیم ویژه نامه نوروزی ندا جزو بهترین ها در خوزستان شده اگر شد بعد از انتشار نسخه پی دی اف اش را منتشر می کنم که لذتش را ببرید.
