|
نوشته های یک خوزستانی
|
وبلاگ نویسی شاید یک علاقه، یک راه برای زندگی و.. باشد شاید جز مهمی از زندگی.
بعضی از آن برای ابراز عشق، علم ، موسیقی و برخی مثل من از آن برای ارضای حسی مانند نوشتن استفاده می کنند .
اما با نوشتن روزنوشت ها قصد دارم به نوشتن ها اضافه کنم شاید یک دفترچه خاطرات متفاوت .
و طبق قولی که به عادل داده بودم باید نوشتن در موضوعات متفاوتی مثل خوزستان، ایران و ... را در مسیر بگذارم.
مثل خاطره1: یکی از بچه ها مثل اینکه قاطی مرغ ها شده .
م خ 2: امروز فهمیدم امتحانتم یک هفته جلو افتاده باید خودم را واسه قبول شدن کچل کنم .
م خ3: امروز با یکی از دوستان که پارسال در برهه حساسی برایم یار بود بعد من از شهرشان سفر کردم چت کردم واقعا دلم برای آن روزهای خیلی خیلی سخت تنگ شده .
م خ 4: گاهی آدم از چیزهایی شدیدا ناراحت می شود و به اشتباهاتی از روی لج بازی دامن می زند به قولی بچه بازی در می آورد . فکر کنم دیگه باید بزرگ باشم .
بابت درسها ناراحت ام آخه چنذسال درس نخواندن و کنار گذاشتن آنها شدیدا باعث آزار من شده اند به طوری که خلا سالهای از دست رفته را احساس می کنم.
اما یاد گرفته ام اعتماد بنفس شدیدی که دارم حفظ کنم ، اعتماد بنفسی که همیشه به من قدرت داده بود و من یا در قدرت یا نزدیک به آن بوده ام پس این چند روزی که باقی مانده باز هم اعتماد بنفس
پی نوشت: م.خ مخفف مثل خاطره خواهد بود.
این داستان از معروفترین داستانهای کودکان و سومین داستان پرفروش قرن بیستم در جهان است. در این داستان اگزوپری به زیباترین نحو به بیان فلسفه خود از دوست داشتن و عشق و هستی میپردازد. این اثر به ۱۵۰ زبان مختلف ترجمه شدهاست و ترجمههای متعددی به زبان فارسی دارد که در این میان ترجمههای احمد شاملو و محمد قاضی معروفترند
همسایه ها اثر احمد محمود نویسنده خوزستانی از مدتی پیش با انتشار در سایت روز انلاین توسط گرداننده قبلی وبلاگ پیگیری شد و امروز با به پایان رسیدن انتشار نسخه پویا ی آن نسخه پی دی اف اولیه آن آماده شده است که با تطبیق با کتاب اصلی و شماره گذاری کامل صفحات نسخه اصلی آن تقدیم خواهد شد.

درباره احمد محمود:
«احمد محمود» متولد چهارم دي ماه سال 1310 در اهواز بود. در جواني بهقول خودش گرفتار امر سياست شد و بعد زندان و زندان و تبعيد، تا سال 1336 که دوران زندان و تبعيد او تمام شد. او با همۀ اشتياقي که داشت، نشد و نتوانست که به تحصيل ادامه دهد. پس بهناچار در مشاغلي مختلف به تلاش معاش پرداخت که همين، فرصتي براي آشنايي نزديک و رو در روي او با جامعه و مردم عادي کوچه و خيابان شد. آنچه که بعدها در زمان خلق رمان «همسايهها»، ـ رماني که افراد مختلفي از قشرهاي متفاوت اجتماع در آن نقش دارند ـ اثر خود را گذاشت و از آن اثري مردمي و ارزنده ساخت. از «احمد محمود» همچنين رمانهاي «داستان يک شهر»، که در واقع بهنوعي دنبالۀ رمان «همسايهها» و حکايت دوران تبعيد او بههمراه گروهي ديگر، در شهرهاي بندري جنوب ايران است؛ و همينطور رمان «زمين سوخته»، که تجربه و گزارش او از روز و سالهاي شروع جنگ ايران و عراق در خوزستان و شهر اهواز است؛ و بالاخره رمانهاي سه جلدي «مدار صفر درجه»، و «درخت انجير معابد»، بهجا مانده. جدا از اين رمانها، چند مجموعه از داستانهاي کوتاه او چاپ و منتشر شده که ميشود از جمله: «پسرک بومي»، «غريبهها»، «زائري زير باران» و «از مسافر تا تبخال» را نام برد.
«احمد محمود» يکي از چهرههاي برجسته و معتبر «ادبيات جنوب» بود که تا پايان عمر، بيادعا و در کمال فروتني کار کرد، و از جمله کساني است که نام و جايگاه او در ادبيات معاصر ايران مشخص و بيچون و چراست.
او روز جمعه، دوازدهم مهر ماه سال 1381، بهدنبال يک دورۀ بيماري سخت ريوي، در بيمارستان مهراد، در تهران درگذشت.
كتابها:
از مسافر تا تب خال ، داستان يك شهر، درخت انجير معابد، ديدار،زائري زير باران ، زمين سوخته، غريبه ها و پسرك بومي، مدار صفر درجه
منبع: روز
اما خدایی اش تو عالم خودم بودم، مثل یه آدمی که کنار جاده ای نشسته سیگاری گوشه انگشتش دود می شود و گاهی نیمچه پکی به آن می زند وحتی گرمای ظهر تیر را هم متوجه نمی شود ...آدمی که در خلسه خود به ماشین هایی که پیچ جاده گم می شوند، نگاه می کند بی آنکه آنها را ببیند ، ناگهان کسی صدا می کند ...جا می خورد، بر می گردد به پشت سرش نگاه می کند بدون آنکه کسی صدای ضربان تند شده قلبش را بشنود می گوید : هااااا
امروز من همان هااااا را گفتم و اگر سنگینی سکوت بلند مدت بگذارد، حرف خواهم زد