تبليغاتX
خوزستان امروز
نوشته های یک خوزستانی

هم خوشحالم هم ناراحت

خوشحال از اینکه بالاخره سال ۸۴ لعنتی تمام شد- چه از لحاظ سیاسی چه از لحاظ شخصی سال لعنتی ای بود-

ناراحت از این لحاظ که خیلی چیزها را در این سال از دست دادم و بجایشان تجربه بدست آوردم تجربه ای که با دنیا نمی توان آن را عوض کرد

این آخرین ساعات را هنوز سر کار هستم تا قبل سال تحویل..... الان عجله دارم

سال نو برای همه مملو از شادی و شادکامی باشه 

 آرزوی من بر آورده شدن آرزوهای زیبای همه است

برای پلو ماهی شب عید که باید آن را با دست خورد  دارم لحظه شماری می کنم

پی نوشت: این شعر را برای یکی از بچه ها کامنت گذاشتم  یادم آمد این می تونه آرزوی لحظه سال تحویل برای همه باشد

برای تو و خویش
چشمانی آرزو می کنم
که چراغها و نشانه ها را در ظلما تمان ببیند
گوشی که
صداها و شناسه ها را
در بیهوشیمان بشنود
برای تو و خویش، روحی
که این همه را
در خود گیرد و بپذیرد
و زبانی که
در صداقت خود
ما را از خاموشی خود بیرون کشد
و بگذارد از آن چیز هایی که در بندمان کشیده است
سخن بگوییم

مارگوت بیکل/ترجمه احمد شاملو

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 12:33  توسط عادل طیبی  | 

۰) همانجور که گفتم روزنوشت ها را اضافه کردم و از امروز شروع می کنم

۰.۵) وبلاگم خیلی بهم ریخته است و شدیدا بی ریخت شده !

خودم می دونم اما چه کار کنم وقتی مجبور باشی بخاطر کار لحاف به لحاف بشی!!! و پست ها را دور از چشم سردبیر و بقیه همکارا بنویسی هیچ اتفاقی نمی افته جز شتابزده بودن پست ها حتی اگر  کلی به نوشتن آن فکر کرده باشی .

۰.۷۵) بابا من عرب نیستم باید اعلامیه چاپ کنم!

 اما به همه اقوام و عقاید احترام می گذارم و معتقد به اجرا و نهادینه شدن دموکراسی در ایران بوده، هستم و خواهم بود.

۱) امروز آخرین روز کاریه نمی خواستیم ویژه نامه نوروزی بزنیم اما من آنقدر عکس و مطلب جمع و جور کردم که دو صفحه از نشریه گزارش تصویری شده ...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 9:21  توسط عادل طیبی  | 

همسايه ها اثر جاودانه  احمد محمود - فصل دوم -6

منبع: روز آن لاین


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 20:24  توسط عادل طیبی  | 

همسايه ها احمد محمود / فصل سوم -1

منبع


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 18:15  توسط عادل طیبی  | 

۱- اولین باری بود که توی چند ماه اخیر بین آپ کردن های وبلاگ اینقدر فاصله افتاد از این بابت عذر میخواهم

۲-  جواب کامنت ها باشه برای بعد فقط یک نکته ممنون از همه دوستانی که با منطق خودشان بحث کردند امیدوارم تحمل همدیگر را بیش از پیش پیدا کنیم

۳- این روزها نوروز داره چشمک می زنه در ایام نوروز برنامه خاصی برای وبلاگ دارم که نمی خوام رو کنم

اما نوروز که می رسه آدم تازه می شه منم که از سال ۸۴ متنفرم بیشتر از همیشه از تحویل سال خوشحالم اما از این دوتا آهنگ رو لذت ببرید پست بعدی وبلاگ به روال روتین خودش بر می گرده.

دوباره ها از منصور / کودکانه از فرهاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 10:16  توسط عادل طیبی  | 

در این چند سال اخیر که در حاشیه مسایل خوزستان نشسته ام و عنوان روزنامه نگار را با خودم یدک می کشم اکثر قریب به اتفاق در گیری های استان بر اساس یک مسئله بوده عرب یا غیر عرب، همیشه از خوذم پرسیدم چرا هنوز به آنجایی نرسیده ایم که ما یک ایرانی - خوزستانی هستیم همه ی ما منافع مشترکی داریم شاید زبان مادری من و علاقه ام به آن فرهنگ و تقاضاهای اجتماعی خاصی داشته باشم   اما این نباید دلیلی شود که به این عنوان به اختلاف دامن زد اختلافاتی که گاه ریشه در عدم فرهنگ سازی دارد و نه سیستم حکومتی

هر بار که بحث مسایل قومی شده بحث ایران فدرال و یا در مقابل آن توهین به اقوام  پیش آمده بدون آنکه حتی یک هم اندیشی ترتیب داده شود که آیا طرح چنین پدیده هایی اثری خواهد داشت؟ براستی وقتی اصلاح یک قانون در کشور به مشکلات بزرگ و عدیده ای برخورد کرده آیا زمینه تغییرات اساسی در کشور فراهم است؟آیا طرح چنین مسئله ای به حاشیه رفتن نیست؟  آیا بهتر نیست بجای طرح چنین مسئله ای به تجکیم دموکراسی بپردازیم؟ در عین حال تندروی هایی که کور و مملو از توهین است چه هدفی خواهد داشت؟ آیا بهتر نیست کمی واقع بین باشیم؟

شرایط فعلی را ببینیم و باور کنیم که همه ی ما خوزستانی هستیم اعراب بخشی از جامعه ما هستند نوع حاکمیت ما مشخص است و میزان توسعه یافتگی مردم  استان در همین حد است حال به جای رویا بافی و درگیری های فرسایشی نباید به گفتگو پرداخت و به تفاهم رسید؟

آیا ترور از دید همه ی ما محکوم نیست؟ آیا همه ی ما خواهان رفع چهره فقر و محرومیت از شهرهای استان چه حاشیه چه متن نیستیم ؟ پس چرا اینگونه نگاه نکنیم که ما خوزستانی هستیم و گفتگوی میان روشنفکران مصلحان استان به جای تقابل و تضاد تنها راه خروج از فضای کنونی است

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1384ساعت 13:17  توسط عادل طیبی  | 

همسايه ها اثر جاودانه احمد محمود فصل دوم -6

منبع: روزآن لاین


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1384ساعت 10:27  توسط عادل طیبی 

۱- الان ۴۸ ساعت بیشتره که نخوابیدم از الان هم کلی کار دارم تا ظهر اخرین بدهی هام رو هم امروز قراره صفر کنم دیگه طلب کار نبود؟

۲- برای توقیف روزنامه همسایه ها هیچ تشکل صنفی بیانیه نداده حداقل این بود که همکاران محترم! از لحاظ صنفی به وظیفه خودشان عمل می کردند و بیانیه ای برای ارجاع  پرونده این روزنامه به دادگاه صالحه می دادند. اما سیاست نادرست خانه مطبوعات خوزستان همچنان ادامه دارد .

۳-جنین در وبلاگش به طرح مسایلی پرداخته که توصیه می کنم نگاه کنید حالا اسم من این وسط چطور آمده نمی دانم من هنوز در این بهتم که چه کسی با ایمیل آدرس و اسم وبلاگ من برای دیگران و. حتی خودم پیام می ذاره یه نگاهی به کامنت های مطالب قبل بکنید؟ کسی سر ناسزا را به من کشیده بدون اینکه حتی بدانم در کدام وبلاگ نظر نوشته ام قضیه جنین هم چنین چیزی است کسی که مرا خوب می شناسد وحتی قومیت من را هم می داند ـ این را جز دوستان نزدیک کسی نمی داندـ  کامنت گذاشته جنین محترم هم من را مورد عنایت ویژه قرار داده من مطلب دیشب جنین را خواندم و یکی از دوستان هم به من خبر داد اما حتی به ایشان هم توصیه کردم وارد نشوند حالا چطور خودم کامنت گذاشته ام؟ نمی دانم

به هر حال از همه کسانی که به نام من کامنت های نامربوط دریافت کرده اند معذرت می خواهم

۴-اعدام ها انجام شد، بمب دیگری منفجر شد، پست دیگری هم وجود خواهد داشت من تا اطلاع ثانوی خوابم همه میل ها و اف لاین ها و کامنت ها را بعد از ظهر جواب خواهم داد

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 7:19  توسط عادل طیبی  | 

۱- بمب گذارهای اهواز فردا ساعت ۹ صبح اعدام می شوند و فیلم اعترافات آنها هم امشب بعد از اخبار ساعت ۲۰ خوزستان پخش می شه ... احتمال بمب گذاری مجدد در اهواز زیاده اما چون این ها نیروهای اصلی نیستند به نظرم  بمب ها صوتی خواهند بود ...دو نفر اعدام بفیه نیروها به ۲تا ۲۰ سال زندان محکوم شدند

۲-با یه تفکر جدید اومدم با یه نگاه جدید هر چند دل تنگی چیز غریبی واسم نیست اما بهش کم کم عادت می کنم

اینم سه تا آهنگ که مال این روزهامه غریبانه- احسان حواجه امیریاهنگ های راز و گلم از سعید شهروز/ عزیزم/

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 19:2  توسط عادل طیبی  | 

از این سال ۸۴ با تمام وجودم متنفرم ... آخرین کار خودش را هم کرد تنها چیزی که واسم مونده هم ازم گرفت ... خیلی خسته و داغونم ...  خیلی ... اصلا قدرت فکر کردن و تصمیم گرفتن ندارم ...

پی نوشت:از همه دوستان هم برای کامنت ها هم برای اف لاین ها ممنونم .. هرچند هنوز کاملا به خودم مسلط نشدم و هنوز نتونستم عینک هام رو نصب کنم -کارگران مشغول کارند-  به هر حال هر روز  یه تولد جدید  با هر نفس باید متولد شد از فردا یه زندگی جدید بدون همه وابستگی ها ...

یادداشت: از علی طهماسبی ، محمد دریس که وقت عزیزشون را برای من گذاشتن... از ریرا، رویا و سلما برای دلسوزی هاشون و ... ممنونم

همیشه همه مشکلات از درون آدم شکل می گیره و اینبار هم باید به خودم برگردم به عادل هایی که ساخته بودم و از بین رفتن ... باید از توفان درونی خودم عبور کنم ... این روزها مثل آدمی هستم که از خواب بیدار می شه و هنوز گیج ومنگه

+ نوشته شده در  شنبه ششم اسفند 1384ساعت 14:51  توسط عادل طیبی  | 

روزنامه همسایه ها پرتیراژترین روزنامه خوزستان  امروز توقیف موقت شد  این در حالی است که چندی است برنامه های دولت جدید برای مطبوعات محلی در حال اجرا ست که تقریبا به تعطیلی مطبوعات  خوزستان که متکی به آگهی های دولتی  هستند خواهد انجامید در عین حال تعطیلی همسایه ها به عنوان نشریه ای که به اتکا آگهی های  خصوصی منتشر  می شود نشان از عزم جدی دولت در برخورد با مطبوعات خوزستان می باشد.

ارشاد خوزستان همچنین در بولتنی به این قضیه پرداخته  که در پست بعدی به جواب آن خارج از جو سازی های موجود خواهم پرداخت

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 21:58  توسط عادل طیبی  | 

همسایه ها  فصل دوم -5 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 21:17  توسط عادل طیبی  | 

دقیقا چهار سال پیش یک اتفاق در زندگی من افتاد اتفاقی که امروز با خاطراتش زتدگی میکنم خاطراتی که از امروز رنگ دیگری خواهند گرفت ... امروز سالگرد آن اتفاق است و من در آستانه یک تغییر مهم حالا چه خواهد شد، نمی دانم ...به یاد آن روزها هدیه ایرون و قاب و دوست دارم و تو محشری... را دوباره گوش خواهم داد

یادش به خیر چهار سال پیش چنین روزی پرواز را به خاطر سپردم هر چند که سال ۸۴ همه زتدگیم را از من گرفت اما امروز تمام وجودم یک خواسته است ۴ اسفتد ۸۰ تکرار شود امروز شروعی دیگر باشد شروعی از جنس اتفاق و تفکر ...برایم دعا کنید امروز مثل بقیه روزهای سال ۸۴ نباشد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 6:15  توسط عادل طیبی  | 

.....
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 9:48  توسط عادل طیبی  | 

همه چیز از گفنگو با یکی از دوستان شروع شد ، جرقه ای زده شد و امروز فرصتی شد تا در این زندگی ساندویچی بتوانم از نزار قبانی بخوانم  ...

روز به خیر دختران...و روزگار سگی فرهیخته / دوستت دارم/ وصفي عربي از مداواي عشق / قارئه الفنجان 2/ صد نامه عاشقانه/ پل و چند شعر کوتاه / در تو دریایی می بینم ...  منبع : مانیها

 
ابوجهل خيابان فليت را می خرد /  خانه به دوش! / فال قهوه

اما در ادامه مطلب می توانید  زتدگینامه ای نزار قبانی بخواتید و چند شعر  دست اول

برای آنهایی که مشکل فیلتر دارند از اینجا می توانند  فایل کاملی درباره ایشان دانلود کنند متن لینک با بلاگ بعضا متفاوت است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 4:47  توسط عادل طیبی  |