تبليغاتX
خوزستان امروز
نوشته های یک خوزستانی

1.                 اهواز با حضور خاتمی نشان داد که علی رغم همه محرومیت ها و سختی هایی که در چند دهه اخیر تحمل کرده باز هم نگاهش به مسایل کلان کشور سیاسی است و بجای توجه به مطالبات منطقه ای صرف که می توانست با کاندیداهایی چون رضایی و کروبی بدست آید، نگاهی کلان تر را برگزیده و در قاموس اصلاح طلبی اش به اصولی پایدار است که به راحتی می شد از جمع حاضر در اهواز آن را دید. هرچند بد اخلاقی های انتخاباتی در این مراسم را می شد از سوی هواداران آقای کروبی و احمدی نژاد دید ، اما اهواز یکسره سبز بود و خاتمی به عنوان حامی اصی میرحسین این نگاه در جمع مردم نهادینه کرد که باید از بین همه شایستگان موسوی را برگزید.

2.                 شاید پس از پخش فیلم انتخاباتی کروبی  بعضی از دوستان من به این تردید رسیدند که شاید با توجه به اینکه در فیلم اول آقای موسوی جنبه مذهبی - ملی موسوی بیشتر  توسط مجیدی - که من به انتخاب او به عنوان سازنده فیلم میرحسین انتقاد دارم و به اینکه وی جایگاه خود را به عنوان یک فیلمساز نمی داند و حتی در یک مقطع با جوسازی  و پاسخ به دکتر سروش خود را وارد فضایی کرد که به وی مرتبط نبود -  مد نظر قرار داده شده بود و توجه خاصی به برنامه های آقای موسوی و جاذبه های ایشان برای جوانان نکرده بود. و چند دقیقه انتها هم تبدیل به ویدیو کلیپی شده بود . شاید مجیدی که نشان داد شم سیاسی در کارهایش ندارد و فاقد یک شناخت همه جانبه از ذائقه ایرانی هاست  است و ترجیح می دهد در توهمات خود باقی بماند. شاید این انتخاب اولین اشتباه تیم میرحسین بود که این فیلم در حد و اندازه خواست ملت ایران نبود

3.                 در این چند روزه دوستانی از ستاد آقای کروبی شروع به تخریب میرحسین و آقای خاتمی کرده اند که به باور من این دوستان در اشتباهند و اخلاقی رفتار کردن در ارتباط با سایر اصلاح طلبان حتی اگر به عقیده خودشان همه به غیر از خودشان اشتباه می کنند کاری است که انتظار می رود.

4.                 درباره حضور بیست و پنج تا سی هزار نفری مردم اهواز در سخنرانی آقای خاتمی و حاشیه هایش دوستان دیگر به کرات  نوشته اند و از درگیری های بوجود آمده کلیپ هایی را مهدی محسنی در وبلاگ جمهور منتشر کرده که می توانید ببینید اما بی انصافی دوستان جناح مقابل همین بس که جمعیت حاضرین را 500 نفر اعلام می کنند.

5.                 اجازه بدهید فعلا تحلیل های دیگر را در خصوص فضای فعلی انتخابات در خوزستان را در زمان دیگری مطرح کنم اما همین نکته را بگویم که 23 خرداد رای اول در خوزستان میرحسین خواهد بود. منتظر 2   2  خرداد باشید.

6.                 این آهنگ ها هم برای میرحسین خوانده شده دوست داشتید دانلود کنید

1.تتلو ـ ایران سبز


2.

3.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 18:13  توسط عادل طیبی  | 

نام سخنران

مکان سخنرانی

 

 زمان سخنرانی

احمد مسجد جامعی

اهواز – ستاد اصلاح طلبان

 

چهار شنبه - ساعت 20

احمد مسجد جامعی

اهواز –حسینیه باوی ها

 

چهار شنبه - ساعت 20:30

علی باقری

 

آبادان –دانشگاه نفت

چهار شنبه – ساعت 18

 

علی باقری

 

آبادان –چهار راه امیری

 

چهار شنبه- ساعت 20

علیرضا رجایی

دزفول

 

چهار شنبه – ساعت 18

علیرضا رجایی 

اندیمشک

 

چهار شنبه – ساعت 20:30

الهه کولایی

اهواز

 

پنج شنبه – ساعت 19

سید  رضا خاتمی

امیدیه

 

جمعه -  ساعت 19:30

سید رضا خاتمی

سربندر

 

جمعه –ساعت 21:30

عبدالله رمضان زاده

هفتگل

 

جمعه - ساعت 20

عبدالله رمضان زاده

بهبهان

 

جمعه – ساعت 22

داوود سلیمانی

دزفول

 

جمعه – ساعت 18:30

داوود سلیمانی

شوش

 

جمعه – ساعت 21:30

سید رضا خاتمی

ایذه

 

شنبه – ساعت 17

سید رضا خاتمی

باغ ملک

 

شنبه -  ساعت 18:30

سید رضا خاتمی

رامهرمز

 

 

شنبه – ساعت 20

علی عزتی  (نماینده دهلران)

اندیمشک

 

پنج شنبه- ساعت 20 

جدول سخنرانیهای ستاد احزاب و گروه های اصلاح طلب استان خوزستان از  چهارشنبه 13 خرداد ماه تا شنبه  16 خرداد

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 18:3  توسط عادل طیبی  | 

در همین حوالی ما جایی است بریا من وتو جایی که 12  سال از اولین سخنرانی اش گذشته و دوباره به آن باز می گردد. مسجد ارشاد را می گویم که خاتمی پس از 12سال دوباره می خواهد  در آن سخن خواهد گفت و دوباره در این دغدغه ایم که آیا خواهد توانست در آن سخن بگوید یا مانند 76 ...

اما امروز ما اهواز را سبز خواهیم دید و خاتمی دوباره حماسه می سازد. ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم.


پ.ن: مکان سخنرانی هنوز تغییری  نکرده خبری شد حتما در اینجا خواهم گفت.

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 9:51  توسط عادل طیبی  | 

در نه گفتن به او مشترکیم اما راهمان زمین و آسمانی است در حوالی هم. نه باورتان به یک نفر تنها به یک هدف سال هاست می اندیشد و هزینه می کند را می پسندم. خرده می گرفتید که کسی تنها به دنبال قدرت است اما کسی را در عرصه حمایت می کنید که از طمع قدرت حاضر به وعده هایی شد که به عملی شدن آنها باور نداشت. کسی که باور به گفته هایش ندارد و دوگانکی  عملش را بارها دیده ایم.

من شخصا او را دوست دارم و از بودن او در فضای سیاسی کشورم لذت می برم اما ای کاش او همچنان آقای دبیر کل می ماند و رایزنی اش را در راهبری جریان نهادینه می کرد و نه پانکه باورش در توانمندی را به نادیده بگیرم اما در کنار او کسانی را می بینیم که داد جامعه مدنی را بر زبان می آورند و در نهایت به قدرت چشم دارند و در باور سیاسی شان دغدغه ای غیر از آن را می بینیم.

باور به تکنوکراسی اش را می پسندم اما به باور من به عنوان یک مخاطب ساده او را گعده نشینی رایزن دیده ام نه تکنوکراتی با باور به آن.

در مدحش گفتن شاید از مرام من دور باشد اما در بسیاری لحظات شایسته اش است. اما آنهایی که با عملیات انتهاری تغییرات بسیاری در صف بندی امروز  سیاست ایران بوجودآوردند و امروز در دغدغه موفقیت حداقلی آن هم در دور دوم نشسته ایم که می شد از این چهار سال قبل در راه ترمیم این فضا استفاده کرد که فرصت سوزی باز هم امروز ما را در اما اگر قرار داد و شما که در کنار نشسته اید بی شک با تحلیل هایی به ظاهر اجتماعی خاستگاه رای را متفاوت می دانید بیآنکه بدانید در صف روبرو لشکری متشکل، جمعیتی آماده با چهار سال فعالیت لجستیک مسلح آماده اند و ما هنوز یک روزنامه فراگیر نداریم. ما با شما در دو آسمانیم. اما در نه گفتن به به او چهار سال است مشترکیم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 10:48  توسط عادل طیبی  | 

فیس بوک چهارمین سایت پر بازدید در ایران این آمار رو سایت الکسا داده این درحالی است که مدت کوتاهی از رفع فیلتر فیس بوک می گذره اینن آمار جالب و قابل تامله!

شاید همین روزها فیس بوک بتوانددر انتخابات ایران هم به مانند تمام شبکه های اجتماعی حقیقی در انتخابات پیش رو نقش بازی کند و شاید آزادی این سایت از فیلترها هم بر همین مبنا باشد. باید چشم انتظار ماند.

http://www.alexa.com/topsites/countries/IR

پ.نپ: من در فیس بوک

http://www.facebook.com/people/Adel-Tayebi/1322391896

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 14:31  توسط عادل طیبی  | 

۱. ستاد ائتلاف اصلاح طلبان خوزستان(یاران خاتمی- حامیان میرحسین) تشکیل شد. فکر کنم بشه توش خوب کار کرد.

۲. یه رفیق خوب این روزها داره به جمع متاهلا اضافه می شه واسش شادی آرزو می کنم امیدوارم از ترشیدگی در بیاد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 15:56  توسط عادل طیبی  | 

فردا روز انتخاب رییس شورای شهر  است. رییس شورای شهر اهواز پیش از این سید حمید حسن زده بود که یک تنه تلاش بسیاری را برای تثبیت جایگاه شورای شهر اهواز و شوراها انجام داد. هرچند طرفداران قدرت متمرکز و دولت نهم ترجیحشان بر این است که او دیگر بر سر کار نباشد و رییس شورای شهر اهواز فردی گوش به زنگ باشد.

گوش به زنگی رییس شورای شهر اهواز نتیجه اش همان خواهد بود که سال هاست بر اهواز گذشته است و کلان شهر اهواز را به کلان روستایی مبدل کرده که برای هر فعالیتی در شهر اهواز و هر تلاشی مدتها باید دوید تا اگر منافع شخصی یا گروهی کسی زیر سئوال نرود، آن گاه شاید بتوان با کار از نقطه صفر و ساختن زیرساخت هایی که سال هاست اهواز از آن ها بی بهره است اگر و اگر و اگر شد بتوان کاری انجام داد .

دلم برای اهواز می سوزد شهری بی پناه بدون هیچ حامی ای.. اهواز همچنان در کشمکش آن هایی است که منافع شان در عقب ماندگی این شهر است و......

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 13:34  توسط عادل طیبی  | 

روزهایی که می گذرد روزهای مهمی در تاریخ ایران ماست نگاه همه جهان تا چند روز دیگر به انتخابات ایران جلب می شود و همه ما که فعالیت در عرصه های سرنوشت ساز را حق خود و یکی از راه های تاثیر بر روی آینده خویش می دانیم  چنین روزهایی پر مشغله و پردغدغه ترین روزهای سال مان خواهد بود. من با همه تمایل شخصی که به آقای کروبی دارم و احساسم مرا به سوی ایشان می کشاند اما عقل و منطقم و باورم به ایشان مرا مجاب می کند که او را در اولویت بدانم و برایش تلاش کنم.

من شاید این روزهایی که گذشت باید تلاش بیشتری برای راهم و باورم می کردم اما  التزام به همه آنچه که پیش از این گزیده ام مرا از گزیدن زودتر از موعد باز می داشت اما امروز دیگر  وقت اش رسیده اما من دیگر خسته ام آن عادل ۴ سال پیش نیستم انگیزه ام خیلی کمتر شده شاید بهتر است بگویم شاید ترجیح می دهم گوشه ای بنشینم کتابی بخوانم و نگاه کنم، نگاه به افقی دورتر از همین چند روزه و گاه خسته از همه تعهد ها و پیش تر گزیده ها.

این روزها بیشتر یک بعد از ظهر بی دغدغه را به هزار خواب صبح ترجیح می دهم. یک جلد کتاب بیشتر خوانده را به انتشار دو - سه نشریه بیشتر.

نشریه ها را شاید این روزها خیلی دلچسب  نمی بینم اطرافم را مملو از وزوزکانی می بینم که از ولع به جان این سینی افتاده اند می بینم و باز ترجیح می دهم آرام بمانم.

شایداین سکوت  در ذات من نیست  و لب به گلایه باز کردن کارم نباشد اما آرام بودن را ترجیح می دهم اما  درنگ و سکوت جایز نیست، احمدی نژاد باید برود دیگری باید بیاید ، بهایش را ما باید بدهیم،همین.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 14:7  توسط عادل طیبی  | 

نوروز برا من مثل یک نوستالوژی کودکی است که ان را در این آهنگ زنده می بینم.این پست آخر سال من است و امسال واسه من سال خوبی بود بخش عمده آن را مدیون سید حمید حسن زاده، رییس شوای شهر اهواز هستم و کلی تشکر از همه بچه ها و دوستانی که امسال را ساختند. از همسرم مانا تشکر می کنم و...

بقیه حرف ها بماند تا بعد. سال نو مبارک و یه دنیا خوشی پیش روتون

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 14:16  توسط عادل طیبی  | 

 ندا

لینک دریافت

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 13:45  توسط عادل طیبی  | 

در خانه را که باز می کنم مردی کودکی را صدا می کند و می گوید:« پول هایی را که از دخل برداشتی پس بده وگرنه می برمت پاسگاه» کودک جیب هایش را نشان می دهد و هرچه قسم می خورد که چیزی برنداشته، فایده ای ندارد. مرد خشمش و باورش که کودک از مغازه اش دزدی کرده برهمه  ی حرف های کودک می چربد و یقه کودک را می گیرد و کودک با گریه و ترسی که هر لحظه همراهش است همراه خود می برد تا به آن ها برسم ماشین روشن شده و حرکت می کند.

هنوز مانده ام که کدام را باور کنم، صداقت کودکی، خشم مرد و یا... راستی  اگر این اتفاق برای فرزند، برادر یاعزیزان ما رخ می داد چه می کردیم؟ سرنوشت کودکی که بی گناه در یک  اتفاق عجیب معمولی گیر اقتاده چه می شود؟ مرد مغازه دار که کودکی را متهم می کند تگر راست بگوید پس از این چگونه می اندیشد؟ سئوال مهمتر اینکه جامعه ما به کجا میرود؟

جامعه شناسان و بزرگان علوم اجتماعی بارها گفته و نوشته اند که جامعه ما ره به کدامین سو می برند اما ما در خوزستان مان بارها مجرمانی را دیده ایم که بدون توانایی انجام کاری و بدون آموزش  که سرچشمه در سرخودگی های دوران  تحصیل شان دارد مواجه شده ایم و این درد را سال هاست همراه جامعه استانمان یدک می کشیم و گاه در ناباوری مطلق آن را تکذیب می کنیم و گاه  آن چنان به ان دامن می زنیم که انگار کس یا کسانی قصد برنامه ریزی و ایجاد آن را دارند هر دو سو به مانند  سوراخ کردن کف کشتی به نوعی در حال ضربه زدن به جامعه خوزستانند. رسالت یک روشنفکر ایجاب می کند که چنین درد هایی را به  نمایش بگذارد و برای آن ها راهکار بدهد. شاید حداقل های چنین مواردی انجام پژوهش هایی جدی، همه جانبه  و گسترده است که به صورتی راهبردی به این مسئله بپردازد.

چندی پیش یکی از اساتید علوم اجتماعی که در استان زحمت های بسیاری کشیده در کلاسش خطاب به دانشجویانش که باید سوژه تحقیقشان را انتخاب می کردند، گفت: هر آسیب اجتماعی را می خواهید انتخاب کنید در استان از همه آسیب هایی که فکر می کنید، وجود دارد و می توانید روی آن ها تحقیق کنید.

شاید باید این را پیش از همه پرسید که همه آسیب های اجتماعی که ما فکرش را می کنیم چه زمانی باید به انتها برسد و  آیا عزمی برای یافتن راهکار حل آن ها وجود دارد؟چه کسانی باید درد های این جامعه را در یابند و آن ها را در سرلوحه کارهای خودشان قرار دهند؟ اولویت های کاری در این استان را چه کسانی تعیین می کنند؟

چندی پیش در یکی از جلسات شورای شهر اهواز که مدتی است در آن اشتغال دارم بحث بودجه سال آینده اهواز مطرح شد من در آن جلسه تنها مستمع بودم به نظرم تنها چیزی که در برنامه بودجه سال آینده اهواز دیده نشده بود اولویت هایی بود که مردم به آن نیاز داشتند. تنها عده ای از کارشناسان شهرداری بر اساس  برنامه ها و فعالیت هایی که  از زیر مجموعه های شهرداری  اعلام شده بود در بودجه قرار داده بودند. نمی خواهم بگویم که روششان غلط است اما نظر مردم که اصلی ترین منابع درآمدی شهرداری بر گرده آنهاست در کجا لحاظ شده و رفع کدام یک از کلکسیون آسیب های اجتماعی در آن بودجه  جای گرفته است. شهرداری تنها یک نمونه از کلیت ادارات استان است که هرساله راه خود را در پیش می گیرند و در نهایت با همه تلاشی که می کنند، بی هیچ گشایش خاصی در امور استان ره می پیمایند و در نهایت آن چه این روزها در هر گوشه و کنار این استان به چشم می خورد کاهش روزافزون سرمایه اجاماعی در کنش های روزمره  است .

کنش هایی که در نهایت کلیت جامعه خوزستان را به ناکجاآبادی می برد که باید نگران بود و راهبردی جدی اندیشید وگرنه بحران در راه است وامثال کودکانی که من امروز دیده ام فردای این جامعه را می سازند و...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 22:20  توسط عادل طیبی  | 

روزنامه محافظه کار نور خوزستان نوشت

 در درگيري طايفه اي با حضور 30۰0 منازع در انديمشك اتفاق افتاد: كشته و مجروح شدن 84 نفر از طرفين درگيري و ماموران نيروي انتظامي

روزنامه ی نورخوزستان: با حضور نيروي انتظامي درگيري پس از سه ساعت خاتمه يافت درگيري طايفه اي در شهرستان انديمشك موجب كشته و مجروح شدن 74 نفر از طرفين درگيري و شهيد و مجروح شدن 10 مامور نيروي انتظامي شد. اين درگيري با دخالت نيروي انتظامي پس از سه ساعت به پايان رسيد. سردار دارايي فرمانده نيروي انتظامي خوزستان با تاييد اين خبر افزود: درگيري طايفه اي ساعت 12 روز چهارشنبه 21 اسفند ماه در محله كوي شهدا واقع در انديمشك بر سر مسائل جزيي رخ داد و با توجه به درگيري هاي دو سال پيش بين طايفه ها، مجددا درگيري گسترده اي رخ داد و موجب هجوم گسترده طرفين به سوي يكديگر شد. وي اضافه كرد: در اين درگيري سه هزار نفر از طايفه هاي طرفين شركت داشتند كه با حضور نيروي انتظامي از دقايق اوليه درگيري در محل، بالاخره پس از گذشت سه ساعت درگيري خاتمه يافت و وضع به حالت عادي بازگشت. دارايي افزود: در اين درگيري طايفه اي 6 نفر از طرفين كشته و 68 نفر زخمي شدند. منازعين با چوب ، چماق ، سنگ و اسلحه گرم به يكديگر حمله ور شدند كه بر اثر اين درگيري يك نفر از ماموران نيروي انتظامي به شهادت رسيد و نه نفر ديگر زخمي شدند. فرمانده نيروي انتظامي خوزستان در ادامه گفت: در اين درگيري 113 نفر دستگير شده اند و افرادي نيز شناسايي شده و به زودي دستگير مي شوند؛ به علاوه قاتلين نيز شناسايي شده اند. وي در پايان از به هلاكت رسيدن قاتلين مامور نيروي انتظامي، شهيد آبروشن در درگيري با مامورين و شناسايي قاتلين يكي از پرسنل نيروي انتظامي در شادگان خبر داد. رشته احمدي معاون دادستان اهواز و مسئول روابط عمومي دادگستري استان خوزستان نيز با تاييد اين خبر گفت: حادثه اي كه در انديمشك اتفاق افتاد يك درگيري طايفه اي بوده كه دستور دستگيري تعداد زيادي از شركت كنندگان در اين نزاع دسته جمعي داده شده است. همچنين در اين زمينه تحقيقات جامعي صورت گرفته و روند تحقيقات رو به جلو است و با دستور دادستان تعدادي از شركت كنندگان در درگيري بازداشت شده اند و براي مابقي متهمان نيز دستور دستگيري صادر شده است.

فایل پی دی اف صفحه روزنامه 

شاید زمان آن رسیده سئوال کنیم کی این درگیری ها به پایان می رسد؟ راستی مسایل قومی ان قدر ارزش دارند که انسان -انسانی که قومیت ها تنها بخشی از هویت اویندـ هستی برای آن زیر سئوال رود؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 17:4  توسط عادل طیبی  | 

این مطلب را نمی خواستم در وبلاگ بگذارم اما برای اینکه حال بعضی ها رو بگیرم می گذارم.

مجمود رحمانی

عادل طیبی : او را يك كارگردان خوش فكر و جوان مي دانم كه تمام لحظات فيلم هايش را هوشمندانه انتخاب مي كند. چندي است سرگرم ساخت فيلمي درباره   موسیقی بختیاری  با نگاهی به آثار بهمن علاالدین است و مشقت هایش را از نزديك نظاره مي كنم، همه استرس ها، مطالعه ها و تلاش هايش ... او امروز از يك كودك ايذه اي به يك فيلم سازمطرح ايراني مبدل شده است، انكار او امروز  محال است.

دو هفته طول كشيد تا محمود رحماني را براي گفت و گويي كه نمي خواستم مفصل باشد اما شد ، يافتم. او فيلمي را به پايان رسانده كه باز هم روايت گر انسان هايي است كه در همين نزديكي ما مي زيند اما ديده نمي شوند و اين "دغدغه ي انسان" داشتن اش را نمايان مي كند، دغدغه اي كه آنرا مي پذيرد و ان را حاصل زندگي در شهري مي داند كه مردمانش براي زنده ماندن به سختي روزگار سپري مي كنند.

خواستم مصاحبه اش را تنظيم كنم اما دلم نيامد مصاحبه اي را كه بايد براي چاپ در سال نامه خلاصه كنم را به تيغ اختصار بسپارم پس تصميم گرفتم حاصل آن گفت  و گوي دو ساعته مان را به اين صورت بنويسم:« گزارش يك شخصيت؛ محمود رحماني»

 نکته: قصد نداشتم قالب وبلاگ را به این زودی ها عوض کنم اما مجبور شدم این قالب موقت را بگذارم تا قالب اصلی آماده شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 14:48  توسط عادل طیبی  | 

ویژه نامه ندا بالاخره تمام شد الان من و محسن  کار جلد را هم تمام کردیم  ویژه نامه نوروزی ندا جزو بهترین ها در خوزستان شده اگر شد بعد از انتشار نسخه پی دی اف اش را منتشر می کنم که لذتش را ببرید.

و

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 0:47  توسط عادل طیبی  | 

محمود رحمانی رفیق من  که بر اساس یک اتفاق مدتهاست دوستی مان شکل گرفته و ادامه دارد. دیروز برای اولین بار بعد دو سال رفاقت تن به یک مصاحبه با من داد و این مصاحبه شاید به نوعی از لحاظ صداقت و کشش مصاحبه بی نظیر باشد. ان را در سالنامه ندای بهبهان خواهید خواند.
+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 10:17  توسط عادل طیبی  |